أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
38
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) كه موفق نشدند و اقدامات آنها بى نتيجه ماند ، امّا پيامبر ( ص ) بمناسبت فطرت نيك و سرشت پاكيزهء خويش و اخلاق و اصول پسنديدهء دينى با آنها به بهترين وجه رفتار مينمود و در برخورد با آنها هميشه صداقت و صراحت داشت ، هنگامى كه احساس فرمود كه آنها در كفر خود اصرار ميورزند و در صدد توطئه و فريب هستند نسبت به آنها با احتياط و دور انديشى رفتار مىفرمود و چون در كار خود پافشارى نمودند و به مكر خود ادامه دادند شر آنها را با چيزى كه از آن ناچار بود سركوب فرمود و آن چه را كه سعد بن معاذ رحمه اللّه كه سابقا هم پيمان يهوديان بود دربارهء آنها حكم داد اجرا فرمود كه عبارت بود از كشتن مردان و اسير گرفتن زنان ايشان . با آنكه يهود نسبت به پيامبر دشمنى سخت و كيد و مكر فراوان اعمال مىداشتند ، و با آنكه به مقصد جان محمد ( ص ) ميزدند و لازمهء اين كار تحقير نمودند و از ميان بردن شأن ايشان بود معذلك مىبينيم كه پيامبر ( ص ) با آنكه خودش بسيار ناراحت و ناراضى بود بسوى قبلهء آنها نماز ميگزارد ، تا اينكه خداوند آرزوى او را بر آورد و خانهء كعبه را قبلهء او قرار داد و به اين مطلب در قرآن تصريح شده است قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ، فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ « چه بسا كه گردانيدن رويت را در آسمان مىبينم ، هر آينه قبلهاى به تو ارزانى ميداريم كه آن را بپسندى ، از اين پس رويت را بجانب مسجد الحرام بگردان و هر كجا كه باشيد چهرهء خود را بجانب آن برگردانيد » آيهء 140 سورهء 2 ، بديهى است كه نماز گزاردن پيامبر بسوى قبلهء يهود آن هم پس از هجرت به مدينه مايهء افتخار ايشان بوده است . در قرآن موارد بسيار زيادى دربارهء ستايش از پيامبران و امراء و افراد صالح بنى اسرائيل و فضائل و مناقب ايشان آمده است و قرآن مظاهر مختلف لطف الهى به ايشان و برترى دادن آنان را بر جهانيان مكرر اعلام داشته است ، البته در عين حال قرآن گروه زيادى از ستمگران يهود را سرزنش نموده و ظلم و ستم و كفر ايشان و كشته شدن پيامبران بوسيلهء آنها را بر شمرده است ، از اين دو مطلب چنين بر ميآيد كه اگر آن طور كه برخى از گمراهان ميگويند قرآن ساخته و پرداختهء محمد ( ص ) مىبود بنا باقتضاى طبع بشرى و با در نظر گرفتن ناراحتىهاى پيامبر